March 27, 2008
.

یک چیزی بیشتر از باقی چیزها حال من رو بهم میزنه تناقض در رفتار و گفتار ه . مثلا هیچ وقت حال نکردم وقتی توی جمع پسرونه دختری وارد میشه لحن صحبت ها تغییر میکنه و باصطلاح مودبانه میشه . طرفی که تاحالا داشت کسوشر قرقره میکرد و از جنده ای که دیشب اتو زده بود تعریف میکرد یه دفعه شکسپیر میرفت تو جلدش . دلیل احمقانه ی این تغییر لحن هم معمولا این هست که آدم باس جلو دخترها مودب باشه . به نظر من این بیشتر دورویی هست تا رعایت ادب . حتی اگه دورویی هم نباشه ، یه جور نگاه جنسیتی ه .
توی نت هویت اصلی خیلی از اشخاص مجازی مشخص نیست و راحت تر میشه چفت دهن رو وا کرد . صرف نظر از این جنبه ، سعی ام بر این بوده چیزهایی رو که می نویسم بیشتر با لحن صحبت هام مطابقت داشته باشه . اکانت توییتر من که دوباره کار میکنم باهاش ، یه نمونه از این موارد هست . یا همینطور وبلاگ من در وردپرس .
تناقضاتی که روزانه مشاهده میکنیم وحشتناک تر از این مثالی هست که زدم . این دورویی ای که پشت تعارف هامون پنهان می کنیم . فکر میکنم این یکی از برجسته ترین مشخصه های ایرانی امروز باشه .
پی نوشت : اومدم مطلب رو آپ کنم این پست از وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه برخوردم . جالبه . خیلی دوست داشتم که بدونم تعارف توی کشورها و فرهنگ های دیگه وجود داره یا نه . و اگر وجود داره به چه شکلی هست .