February 6, 2008
.خدایا توبه ...

من اینجا از تمام بانوان بلاگستان بابت برداشت هایی که از نوشته های قبلی من - که در واقع نتیجه افکار بی کلاسانه ی من بودند – شده عرذ میخام . راسش من اصن یه مستله ای از یادم در رفته بود . اینکه طبیعت کلا اینطوریه که ....
یکی از دردسرهای همیشگی من مواقعی که میخواستم با این رفیقم برم سوارکاری این بود که باس یکی دو ساعتی دنبال اسب هاش میگشتیم که جفتک زنان میرفتن تو کوه و بیابون . من اسمش رو گذاشته بودم سوارکاری با اعمال شاقه . تا اینکه یه روز فکرهامون رو گذاشتیم روی همدیگه که بعدش فکرهامون بچه کرد و به این نتیجه رسیدیم که بهترین راه حل اینه که باس ....
الان هم خیلی راضی هستیم . نه دیگه لازم هست دو ساعت بگریدم دنبال اسب ها ، نه اینکه گم و گور میشن . تازه ... الانشم مادیان من ( اسمش رو هم سالی گذاشتم /سالی مک برایت ! )حامله هست و قراره نی نی کوچولو بیاره ! بععععله .... با خریدن یه مادیان از شر همه مشکلات راحت شدیم و اسب ها همش دور این مادیان ِ می پلکن .
من قبول میکنم که این چیزا یه مسئله طبیعی هستش .

پی نوشت یکم : کره خری که توی پست قبل بدون اسم و نشونی نظر دادی ، الان به کره خر ها هم شناسنامه میدن . برو واس خودت بگیر و از این به بعد با اسم و آدرس نظر بده . من اگه جایی فحش هم بخام بدم اسم و آدرسم رو میزارم .
پی نوشت دویم :موضوع پست بعدی اینه : " چرا سبیل هایم برایم ارزش دارد" !
پی نوشت سیم : یک تکه از اینجا : "فمنیزم اگر چه از کلمات جدید تاریخ معاصر ایران است و تا حدودی هم‌نسل ماست، در غرب قدمتی بیش از یک قرن دارد و واژه‌ای کهنه و دست‌مالی شده است. هر چند برای خواهران من در ایران برچسب فمنیست باری از روشنفکری و احترام اجتماعی داشته باشد در غرب برچسبی ناخوشایند و منفور است ." همینطوری محض سرگرمی .
پی نوشت سیم : این سایت رو هم ببینید . خصوصا این صفحه که در مورد ارتباط آش نذری با فمنیسم هست رو حتما مطالعه کنید . دلم خواست پی نوشت سیم رو دوبار بنویسم .
پی نوشت پنجم : پی نوشت چهارم دیگه نداریم . تموم شد .



شازده خانوم   :   از اونجایی که ما اندکی مازوخیسم متمایل به منحی چپ داریم خواندن روانپریشانتان به مزاج ملوکانه مان چسبید. :)
هدي   :   من خيلي وقت بود كه خوابيده بودم...آزاد و رها!...فقط يه كمي انگار اين وسط بدخواب شده بودم...اما قبول...شب بخير... خواباي خوب ببينيم...
Comments :