گرم ... دور گردنم
جاي دستانت
شالي بباف برايم
![]()
پل، بودن رود را به سخره می گیرد
پل تجاوزیست به حریم تقدس رود
زن شدن به آغوشی شدنیست
اما گاه یک عمر هم کفاف مرد شدن نمی دهد
دیکتاتور دیکته می گوید و مشق هایت را با تپانچه تصحیح می کنند
نگاهم هنوز
روی دیوار
به ساعت ِ پیر
و عقربه هاست
که عمری درجا میزنند
حسن من رو به بازی آرزوی گیک ها دعوت کرد . گرچه حال خوشی ندارم اما آرزو دارم ...
*یه شب برم کنسرت Joe Hisaishi ، اونهم تو تخت جمشید !
*یه روز ویدئوهای درخواستی ام از vh1 پخش بشه – حالا شب هم پخش کردند موردی نداره
*گیتار شماعی زاده رو هاپو ببره از شر هردوشون راحت بشیم
*برم روی قبر Syd Barrett گریه کنم ! با Roger Waters دو کلوم حرف بزنم و آلبوم Ça Ira رو بهم هدیه بده
*روزی برسه یه غروب قدم بزنم و بتونم برم سی دی Bee Gees بخرم و بیام خونه پلاستیکش رو باز کنم گوش بدم
*برم تو یه ریسورت توی جزیره بالی و زیر سایه یه درخت چرت بزنم و Tom Jobim گوش بدم
*توی شهر هم موزیک پخش کنند ، مثلا Chriss Norman
*یه روزی بالاخره یه شبکه باپدر مادر در زمینه موسیقی برای ایرانی ها تاسیس بشه ملت از این جوات بازی ها در بیان
*آرزو دارم از Will I Am عکس بگیرم و البته آرزوی اکید دارم دودمان Fergie از روی زمین برداشته بشه
*دوست دارم کنسرت Cat Stevens برم . حالا توی یه سوله بزرگ وسط یه مزرعه هم نشد اشکال نداره . بشینه روی نیمکت چوبی و اگه بانوی داربنویل رو هم نخوند اشکالی نداره . جاش قطار صلح رو بخونه
*یه اینترنت پر سرعت خفنگ که این چندهزارتا آلبوم موزیک باقی مونده رو هم دانلود کنم خیالم جمع بشه
* Katie Melua رو هم ببوسم . یه بوس کوچولو روی لپش
بسه دیگه . فعلا همینها رو آماده کنید تا ببینم چی میشه .
من هم چند نفر رو دعوت میکنم . اگر خواستند آرزوهاشون رو بگن . افشین ، پرطلا، مزیدی که ترکید هیچی و عرفانی و همینطور فواد.
مرد می آمد و زن پشتش خیابان را خیش می کشید
و روزی انسان آموخت که از دهان جز بوسه حرف نیز بر می آید
و این آغازی بر پایان راستی بود
از همخوابگی جاده ها می آیم
پ ن : واقعا که هیچ جا خونه بابای آدم نمیشه
هر چه در شهر بزرگتري نفس بكشي ، آرمان هايت بيشتر رنگ مي بازند
نوشته هايي از پاي تخت