July 26, 2007
. زیر نگاهت تن می شویم
![]()
زیر نگاهت تن می شویم
جالب بود وقتی فهمیدم بین هیچ بودن و هیچ نبودن فرقی نیست !
خانه ها از کنارم رد می شوند و به هم نشانم میدهند ...
فهمیدن یک چیز هست باورش یک چیز ...
نمی دانم خداوند تو را خواهد بخشید یا نه ، اما
می دانم خدا را نخواهم بخشید .
... آب به میزان لازم
*مواد لازم برای زندگی
آفتاب تابستان هم این شهر رو گرم نمیکنه .
*نوشته هایی از پای تخت
در بازوانم طلوع کن و مرا تا غروب اندیشه ببر ...
زندگی پیچید من نپیچیدم
چه دوری از من . و این خیلی خوبه . اینکه آدم کسی رو دوست نداشته باشه . چیزی روی سینه و شونه ی آدم سنگینی نکنه . فکر میکنم تا چند ماه آینده مرلین منسون گوش بدم .
لعنتی ، رهایم کن ...
می روم بالا
بالای بالا
تا سقوط
...