March 29, 2007
.هذیان دوباره مریض شدم و ضعیف تر . چند روز هست که توی اتاقم خوابم . امروز میرم دکتر . تابحال حوصله نداشتم برم . دیشب فهمیدم یکی قالب سایت را کپی کرده .... و همینطور یکی از مطالب رو .... نمیدونم چی بگم . دیگه کار ما گذشته از اینکه برای این چیزها بخام ناراحت بشم . نوش جونت دزد عزیز . گوشت بشه به تنت !
اینجا لحظه نگاشت هام ! را ثبت میکنم . همه اش احساس رخوت هست . پوچی ... کسالت و شاید هم مرگ . مرگ ... نمیدونم بعد از مرگ در کدامین دنیا سیلان خواهم داشت ...
vajGon : خب..
دكترم ميشه رفت.ميشه نرفت.ميشه يه هفته خوابيد .ميشه قرص خورد.ميشه نخورد.ميشه مرد .ميشه نمرد..ميبيني چقد قشنگه ؟ هزارتا راه داري .. وقتي مريضي..كسلي .. داغوني .. ميخواي بميري .. هزارتا..هزارتا ..راه !
vajGon : كاش اسمتو بدونم ! اوكي ؟
vajGon : در مورد اسم هر جور راحتي .. نه به من ربط داره نه به هيچ كس ديگه ..
// خوب بخواي .. هر مدلي كه حالا خوابيدي ..! // take care
somayeh : من دزدم ؟
